ميرزا حسن حسينى فسايى
933
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
پيرامون ضابطى بلوكات نگشته است ، 12 هزار تومان ملك ارثى خود را فروخت و قرضهاى برادر را ادا نمود . پسر سيم مرحوم ميرزا محمد هادى مشهور فسائى است : جناب مستطاب مخدوم اهل علوم ، مقنن قواعد حدود و رسوم ، حلال مشكلات و كشاف معضلات ، خلف اشراف و شرف اخلاف ، مجتهد الزمان ميرزا ابو الحسن خان . در سال 1221 در شيراز متولد گشته ، حسن صورت را مزيد محاسن سيرت داشت ، جمال حالش به علو نسب و تصرف در معقول و منقول آراسته ، طبع سليمش ، مدرك مخفيات مؤلفات متقدمين و ذهن مستقيمش مظهر مخزونات مصنفات متأخرين بود و چنان كه گذشت والد ماجدش در سال 1235 شاهزاده خانم دختر خجسته اختر نواب اشرف و الا حسين على ميرزاى فرمانفرما را به ازدواج او درآورد پس حضرت فرمانفرما ، ميرزا ابو الحسن خان را چون پسران خود محترم مىداشت و در ارقام و نوشتجات ، او را ، « فرزند مقام نواب ميرزا ابو الحسن خان » مىنگاشت . و در اوايل مراحل زندگانى با آنكه به كثرت مال و عزت و جمال مرفه الحال و فارغ البال بود اگر به مقتضاى جوانى و مصاحبت شاهزادگان در مقام هوى و هوس ، قدمى مىزد ، باز وقت را غنيمت شمرده ، به استفاده و استفاضه مقاصد علميه مىكوشيد و در سال 47 [ 12 ] حكومت نواحى فسا را مباشرت نمود [ و ] با عيال به قصبه فسا برفت و در آخر اين سال جماعتى از نوكرهاى ميرزا محمد حسين وكيل كه در دستگاه وكيلى به فراغت بال ، تحصيل مالى كرده ، آبى بىلجام خورده بودند ، بر ميرزا ابو الحسن خان شوريده ، قلعه فسا را كه مقام حكومت بود ، محاصره نمودند و از هردو جانب سه چهار نفر كشته گشت ، پس شاهزادگان مانند نواب و الا ، امام قلى ميرزا ، از سروستان و نواب جهانگير ميرزا ، از داراب ، با چندين نفر تفنگچى به جانبدارى او به فسا آمده ، جماعتى را كه منشأ فساد بودند ، به سياست رسانيدند و آقا على نام را كه زبان به دشنام شاهزاده خانم ، عيال ميرزا ابو الحسن خان گشوده بود ، از چشم و زبان بىبهره نمودند و آقا ، برادر آقا على را از يك چشم نابينا كردند . و بعد از وفات فرمانفرما طاب ثراه ، دست از جميع اعمال كشيده ، تمام اوقات خود را صرف تحصيل علوم كرده و در خدمت قطب فلك معقول و مركز دايره منقول ، عارف به اوضاع افلاك دايرات و واقف بر حركات سيارات ، حاجى ميرزا جواد شيرازى كه در هر فنى مانند مرد يك فن بود ، تحصيل علوم مختلفه را نمود ، پس در خدمت عم ماجد خود رئيس المجتهدين حاجى ميرزا ابراهيم « 1 » ، در تكميل علم فقه و اصول كوشيده و در خدمت عالم ربانى و حكيم صمدانى آخوند ملا محمد تقى خراسانى استفاضه مقاصد علوم حكميه را نمود ، پس به عتبات عاليات عراق رفته ، علما را ملاقات نمود ، پس به اصفهان آمده ، اگر عقدهاى داشت ، گشوده گشت و همگى ، اجتهادش را مسلم بداشتند ، پس عود به شيراز فرموده ، هر صبح و عصر ، طلاب علوم را از نتائج افكار ثاقبه خود ، بهرهمند مىنمود و بعد از وفات حضرت مغفرت مآب حاجى ميرزا - ابراهيم طاب ثراه كه نوبت توليت موقوفات مدرسه منصوريه به جناب مستطاب ميرزا سيد محمد برادر بزرگ نگارندهء اين فارسنامه رسيد ، جناب ميرزا ابو الحسن خان آن موقوفات را در مدتى
--> ( 1 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 526 .